شعر #دلتنگی
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۰/۲۳
  • تعداد بازدید: ۵۸۵

شعر #دلتنگی

عشق، همان لحظه ای که در دل شب چراغی روشن می کند در قلبم دلتنگی، همان زبانی که در سکوت ندای حضور تو را می شنود من در میان هر لحظه ی بی تو در جستجوی چیزی هستم، چیزی گم شده یک خاطره، یک بوسه، یک کلمه که در کلام ناتمام تو جا مانده و دلتنگی در دل شبانه ام پر می شود عشق تو، در من شعله می زند مثل آتش در درخت خشک هر لحظه، هر نفس، هر یاد تو با منی، حتی وقتی دوری دلتنگی در آغوش عشق می چرخد مثل باد در میان برگ ها اما این دلتنگی، یادآوری است که من و تو همیشه با همیم

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

عکس نوشته
عکس نوشته
#عکس_نوشت تصور کن این کودک زیبا منم در شب یلدا، در آغوش خانواده‌، در حال لذت...

وقتی خدا بخواهد قدت را اندازه بگیرد
وقتی خدا بخواهد قدت را اندازه بگیرد
#دلنوشته_بخوانیم  وقتی خدا قلبت را اندازه می‌گیرد  وقتی خدا بخواهد   بزرگیت را بسنجد   خط‌کش و متر نمی‌آورد  چشم به ارتفاع...

شعر
شعر
#شعر_بخوانیم  چشم‌هایم  چون دو اقیانوس بی‌کران   در انتظار باران نگاه تو تشنه مانده‌ است لیلا_طاهری‌نژاد ...

مرغها می‌پرند اگر خروس باشید
مرغها می‌پرند اگر خروس باشید
‍ #مرغ_ها_می_پرند_اگر_خروس_باشید (حکمتهایی در روان شناسی زن و شوهر)  #نویسنده_کاظم_عابدینی_مطلق #ناشر_افرینه #چاپ_ششم1394 این کتاب 185...

ارسال نظر برای «شعر #دلتنگی »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا